• آب و هوا
  • فلزات گرانبها
  • ارز (افغانی)
شکل‌گیری طالبان در افغانستان
تاریخ:۰۸:۰۱ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ کدخبر: ۱۳۹۹۱۲۰۹۰۰۰۸۴۲
اشتباهات دوره زمامداری طالبان و بعضی از رفتارهای سطحی و جاهلانه و آزار و تعرض به همسایگان و ابزار دست دیگران شدن و مجری خواسته های سایر کشورهای سران فتنه باعث شد، علیه ایشان در جهت نابودی آنها یک ائتلاف منطقه ای و بین المللی شکل بگیرد.

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، «محمد روحی»، کارشناس ارشد سیاسی و رسانه‌های بین‌الملل، کارشناس مسائل افغانستان و مدیر اسبق دفتر نمایندگی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در کشور افغانستان طی یادداشتی به بررسی شکل‌گیری طالبان در افغانستان پرداخت.

در این یادداشت آمده است: در باب موضوعی که تحت عنوان آمریکا، طالبان، جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 30/11/1399 نگاشته شد، و دلایلی از اقتدار و قدرت دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در باب مذاکره با طالبان و آینده این گروه در افغانستان بیان گردید هدفی جز به رخ کشیدن قدرت دیپلماسی مذاکره کنندگان و دستگاه با اقتدار دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نداشتم.

اما بعد از چاپ تحلیل فوق علاوه بر دریافت پیام‌های محبت آمیز، سوال های متعددی دریافت گردید که تفاوت طالبان و گروه‌های موسوم به تروریسم تکفیری مانند القاعده و داعش و ... چیست و آیا گروه طالبان در زمره گروه‌های تروریستی تکفیری قرار دارد و یا اینکه همانطوری که طالبان خود را مسمی به گروه اسلامی و جهادی دانسته، این گروه بی‌ارتباط با تروریسم و تکفیر است؟

شکل‌گیری گروه‌های شبه نظامی یا میلیشیا

عمدتا گروه‌های شبه نظامی یا میلیشیا در کشورهای انقلابی و جنگ زده و یا مورد تهاجم خارجی قرار گرفته در کنار ارتش های رسمی آن حکومت ها، بر اساس الگوهای اجتماعی و یا آموزه های دینی و ... برای مقابله با اشغالگری و حفظ و کیان سرزمین مادری شکل می‌گیرند.

در بدو انقلاب و پیروزی جمهوری اسلامی ایران در سال 1357 در ایران کمیته های مردمی، بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل گردید و دوشادوش ارتش توانمند و مومن و انقلابی جمهوری اسلامی ایران به مقابله با ایادی بازمانده از دوران شاهنشاهی و به دفاع از تهاجم ارتش بعث عراق در سال 1359 برخواستند.

این انقلابیون گذشته و رزمندگان جنگ دیده و پخته‌شدگان سیاسی، بعد از جنگ جذب بدنه نیروهای مسلح و دولت جمهوری اسلامی ایران گشته و با اسامی و عناوین مختلفی که بعدها بر خود گذاشتند موجب اقتدار و افزایش ابهت ملی و منطقه ای و بین المللی جمهوری اسلامی ایران شدند.

شکل گیری شبه نظامیان سنی و شیعه افغانستان علیه اشغالگری ارتش سرخ شوروی

شیعیان هزاره، پشتون ها، تاجیک‌ها، ازبک‌ها و سایر اقوام افغانستانی که مردم عادی و کوچه بازار و دانش آموزان مدارس و طلاب حوزه‌های علمیه این کشور بودند، با الهام از آموزه های انقلابیون ایران در مواجهه با رژیم طاغوت شاهنشاهی و مواجهه با اشغالگری عراق، مثل برادران ایرانی خود با احساس تکلیف ملی و دینی و با حمایت کشورهای همسایه افغانستان و بعضی از کشورهای منطقه و خارج از منطقه مانند آمریکا، در افغانستان گروه های ضدکمونیستی و ضد اشغالگری علیه شوروی سابق شکل دادند و با مقاومت جانانه در مقابل ارتش سرخ شوروی موجبات شکست ابرقدرت شرق و خروج آن از افغانستان را رقم زدند.

ائتلاف گروه های 7 گانه اهل سنت علیه اشغالگری در پاکستان مستقر شدند و ائتلاف گروه های 8  گانه اهل تشیع علیه اشغالگری در ایران مستقر گردیدند. بعد از خروج ارتش شکست خورده شوروی نوبت بازسازی کشور ویران شده افغانستان رسیده بود که بازیگران خارجی منطقه ای و بین المللی با دخالت در امورات افغانستان جنگ زده، اینبار موجبات چند دهه جنگ داخلی و تخریب و ویرانی و اشغال مجدد، البته در این نوبت توسط آمریکا را رقم زده و کار نیمه تمام خود را در سال 2001 میلادی، تحت لوای کنفرانس بن به سرانجام رساندند.

شکل گیری طالبان

پشتون ها که از زمان اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی در سال 1358 با هدف مقابله با تهاجم نظامی و حفظ سرزمین مادری خود دوشادوش سایر اقوام افغانستانی علیه اشغالگری می‌جنگیدند، به مرور زمان تبدیل به گروه بزرگ جهادی و سیاسی و اثرگذار جامعه خود شدند. و متاسفانه با تحریک و توطئه کشورهای دور و نزدیک و مثلث فتنه غربی – عبری – عربی – داعیه دار حکومت جدیدی از قوم پشتون شدند و مانند اجداد پشتون خود دست به ایجاد حکومتی بدون حضور سایر اقوام و با یکه تازی در حکومت خود، عملا به مخالفت با دستاوردهای جهاد و سایر مجاهدین قد علم کرده و با ایجاد جبهه جدیدی، جنگی سراسری در افغانستان شعله ور نمودند که البته نه با دشمن مهاجم خارجی، بلکه با سایر مجاهدین پیروز علیه اشغالگری.

پشتون ها که بعد از خروج ارتش شوروی بر خود نام جهادی امارت اسلامی طالبان نهاده بودند، تفاوت بسیاری با سایر گروه های شبه نظامی و تروریستی تکفیری فعال و البته غیر افغانی و بعضا غیر مسلمان و ترانزیت شده به افغانستان از سایر کشورهای دور و نزدیک منطقه، دارند.

اعلام موجودیت رسمی طالبان بعد از خروج ارتش شوروی از افغانستان

طالبان جنگ آزموده و ناآگاه به سیاست آن زمان، و داعیه دار حکومت امارت اسلامی فعلی، بعد از خروج ارتش شوروی با حمایت سران فتنه بین المللی، با تبدیل شدن به ابزار دست بازیگران منطقه ای عاملی گشتند برای اشغال و ویرانی مجدد افغانستان. ولی اینبار این اشغال رنگ و بویی داخلی و جنگ های فرقه ای و مذهبی و قومی به خود گرفت. تندروی های متعصابه و بعضا جاهلانه برگرفته از تحریکات مثلث فتنه غربی – عبری – عربی - مکملی شد برای انتقال بحران از افغانستان و سرایت آن به منطقه و بروز اختلافات اساسی با همسایه های افغانستان.

اشتباهات دوره زمامداری طالبان و بعضی از رفتارهای سطحی و جاهلانه و آزار و تعرض به همسایگان و ابزار دست دیگران شدن و مجری خواسته های سایر کشورهای سران فتنه باعث شد، علیه ایشان در جهت نابودی آنها یک ائتلاف منطقه ای و بین المللی شکل بگیرد.

بعد از حمله نظامی غرب به مراکز طالبان با هدف محو و نابودی کامل این گروه و انتشار و پراکنده شدن بازماندگان طالبان در اقصی نقاط دنیا و استقرار آمریکا و ناتو در افغانستان، نه تنها از جرم و جنایت و تروریسم و تولید مواد مخدر و ناامنی در این کشور کاسته نشد، بلکه آمریکا و ناتو شدند عامل اصلی جرم و جنایت و قتل و کشتار بیگناهان و نابودی کامل زیرساخت های کشور و انتقال تروریسم و ناامنی به سایر کشورهای همسایه و منطقه.

در این مقطع زمانی طالبان پراکنده در دنیا با تغییر رویکرد و بازسازی مجدد سازمان خود (و یا شاید هم با توبه و انابه و استغاثه به درگاه الهی از بابت خون های به ناحق ریخته شده توسط ایادی منسوب به ایشان) و بازگشت به افغانستان با فاصله گرفتن از گذشته نه چندان قابل دفاع خود، اینبار در نقش مدافع ملت و جهاد و مبارزه علیه اشغالگری با تشکیل جبهه واحدی علیه اشغالگران آمریکایی و ناتو اعلام موجودیت کردند.

این گروه جدید با نامیدن خود به مجاهدین با نوسازی و اصلاح تفکرات و رویگردانی از اعمال گذشته و ایجاد تشکیلات منسجم و جدید و البته در قالب سیاستمداران حرفه ای بسیار متفاوت از قبل خود را در صحنه سیاسی افغانستان و بین الملل ظاهر نمودند و در مقام یک بازیگر بسیار حرفه ای داعیه دار حکومت فعلی افغانستان شدند.

تفکرات صوفیانه طالبان

نگارنده این سطور که سال های زیادی در افغانستان حضور داشته برخوردهای ناخواسته ای با اعضای طالبان داشته و به قدر کفایت از ایدئولوژی و افکار و مرام سیاسی ایشان آگاهی پیدا کرده و به همین مناسبت در بیان تفاوت طالبان و داعش مطالبی را برای آگاهی به عرض می رساند. تفاوت طالبان با داعش و سایر گروه های تروریستی تکفیری از آسمان است تا زمین. طالبان از اقوام پشتون ساکن مناطق مختلف افغانستان هستند و از برادران اهل سنت حنفی بوده که با هدف مقابله و مبارزه با اشغالگری شوروی، دولت مجاهدین بعد از شوروی و اشغالگری آمریکا، نام مجاهد را بر خود گذاشته و در کنار دیگر اقوام مختلف هزاره، تاجیک، ازبک و ... در افغانستان علیه اشغالگران خارجی می جنگند.

با توجه به گرایش مذهبی حنفی، ایشان دشمن سایر مذاهب مسلمین نبوده و هیچ یک از فرق اسلامی خصوصا شیعیان را تکفیر نمی کنند، و فقط در اجرای فروعات احکام اسلامی با سایر مذاهب اهل سنت و فقه جعفری اختلاف نظر دارند. اما از مخالفان سرسخت وهابیت و تکفیر می باشند. ایشان در مجالس ذکر خود در ایام عزای سالار شهیدان به یادآوری واقعه عاشورا و شهادت اهل بیت مظلوم رسول گرامی اسلام (ص) می پردازند. اما سبک نوحه و سوگواری ایشان متفاوت با اهل تشیع و به مانند فرق صوفیه با حال و هوای ذکرگویی و جمع خوانی است.

نعمان بن ثابت معروف به ابوحنیفه امام اعظم اهل سنت حنفی

اهل سنت حنفی مقلدان نعمان بن ثابت معروف به امام ابوحنیفه (متولد سال 80 و متوفّای سال 151ه ق) می باشند. ابوحنیفه فردی ایرانی بود که امام اعظم اهل سنت به شمار می رفت و در اصول اساسی اسلام اختلاف فاحشی با شیعه و فقه جعفری نداشت و از آموزه های مذهبی قرن دوم و سوم هجری تبعیت می نمود.

پیروان ایشان بر خلاف گروه های تکفیری، سلفی، وهابی مخالف فقه جعفری و شیعه نبوده و با جهاد علیه اشغالگران، با شب زنده داری و عبادت و ذکر و دعا و تصوف به قصد تقرب به رسول گرامی اسلام (ص) گام در جهاد علیه اشغالگران گذاشته اند. که یقینا در این مسیر با ناآگاهی و اشتباهات و تبعیت از بعضی احکام جاهلانه و سفارشی توسط عناصر افراطی دچار خطاهای راهبردی نیز شده اند. و البته این امکان هم قابل پیش بینی است که در آینده باز هم دچار افراط گرایی گردند.

 از نظر ایشان ریختن خون مسلمان با هر گرایش و ریختن خون غیرمسلمانی که با ایشان جنگ ندارد، حرام است. ایشان مخالفان خود را حکم تکفیر نداده و خون او را مباح نمی دانند. ایشان با اشغالگران خارجی کشورشان و دولت دست نشانده خارجی در افغانستان مخالف بوده و جنگ می نمایند و با سایر مردم کاری ندارند و از آنجاییکه مناطق هزاره جات و شیعه نشین افغانستان در مجاورت پشتون هاست (طالبان از قوم پشتون هستند)، هیچ گونه تعدی و قتل و غارتی از جانب ایشان متوجه شیعیان نشده است.

طالبان هیچ گونه چشم داشتی به خاک کشورهای همسایه نداشته و اصولا در دکترین طالبان چیزی بنام اشغال سرزمین های غیر و پیشروی و فتح سایر کشورها وجود ندارد. طالبان خواستار ایجاد یک دولت اسلامی مطابق با سلیقه خود بر اساس آموزه های اسلام حنفی در داخل فضای سرزمینی و حاکمیتی افغانستان با رهبریت قوم پشتون می باشد. در واقع طالبان بر خلاف القاعده و داعش از لحاظ جغرافیایی گروهی درون گرا و از لحاظ فکری گروهی برون گرا است که نیروهای خارجی متخاصم را دشمن می داند نه سایر مذاهب و یا فرق افغانستان را.

احمد ابن عبدالحلیم از مشایخ حنابله مشهور به ابن تیمیه و ملقب به شیخ‌الاسلام مرشد عام سلفیت و وهابیت  

احمد ابن عبدالحلیم مشهور به ابن تیمیه و ملقب به شیخ‌الاسلام (در سال ۶۶۱ ه ق) در منطقه حران (جایی میان موصل و شام) در خانواده‌ای از مشایخ حنابله متولد شد. ابن تیمیه، شیعیان را منشأ همه فتنه‌ها در جهان اسلام معرفی می‌کرد و جنگ با آنها را از جنگ با خوارج و مغولان مهم تر می‌دانست. ابن تیمیه پیشوا و بنیانگذار سلفیه می‌باشد و فتاوایش زمینه‌ساز تاسیس جنبش‌های بنیادگرایی و نیروهای جهادگرای سلفی نوظهور در جامعه اسلامی شده است. به‌ گونه‌ای که وی، پدر معنوی افراط‌گرایی اسلام سنی معرفی شده و در میان تکفیریان، سلفیان و وهابیت به شیخ المجاهدین شناخته می‎‌شود.

وهابیت، اخوان‌المسلمین و سلفیه جهادی از جمله گروه‌هایی هستند که از فقه سلفیه با پرچمداری ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب در برابر دیگر مذاهب چهارگانه اهل‌سنت، پیروی می‌کنند. همچنین بازتولید اندیشه‌های بنیادگرایی ابن تیمیه، در قالب گروه‌هایی چون القاعده و داعش ظاهر گشته و با تکفیر بخش گسترده‌ای از مسلمانان، به سلفی‌های تکفیری معروف شده‌اند. افراط‌گرایی، سلفی‌گری و وهابیت به لحاظ فکری از آموزه‌های ابن تیمیه و شاگردان مکتب او چون محمد ابن عبدالوهاب، ابوالعلی مودودی و ... بهره برده‌ و در زمان به دست گرفتن قدرت با تکیه بر آموزه‌های ابن تیمیه دست به کشتار مسلمانان و تخریب بارگاه اهل‌بیت (ع) و صحابه پیامبر(ص) زدند.

بنیادگرایی القاعده و داعش در مواجهه با بحران‌های دنیای جدید، با تکیه بر فتاوای ابن تیمیه و با برداشت‌ هایی خاص از متون دینی، مسلمانان را به سوی افراطی‌گری فرا می‌خوانند. سلفی گری و وهابیت را باید فقهی در چارچوب مذهب حنبلی انگاشت که در بسیاری از مسائل با دستان توانمند و قلم های خوشرنگ بریتانیای کبیر در جهت فرقه سازی های اسلامی و ایجاد اختلاف در بین امت بزرگ اسلامی و در زمان ایجاد کشورهایی مانند عربستان سعودی و رژیم اشغالگر قدس، از مواضع مشهور فقه حنبلی عدول کرده است.

انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
آخرین اخبار پربازدیدترین اخبار