• آب و هوا
  • فلزات گرانبها
  • ارز (افغانی)
شکست آمریکا در افغانستان؛ بی‌توجهی به نقش قدرت‌های منطقه و فرهنگ افغان
تاریخ:۱۱:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۸ کدخبر: ۱۴۰۰۰۶۲۸۰۰۰۲۸۴
پژوهشگر مسائل بین الملل در یادداشتی درباره تحولات اخیر افغانستان نوشت:عدم در نظر گرفتن نقش قدرت‌های منطقه و بی‌توجهی به جامعه و فرهنگ افغان از دلایل عمده شکست آمریکا در افغانستان است

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، سید فواد علوی، پژوهشگر مسائل بین الملل در یادداشتی درباره تحولات اخیر افغانستان نوشت: این روزها که آمریکا نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کرده است، مقایسه عملیات نظامی ایالات متحده در افغانستان با عملیات نظامی کشور رقیب یعنی روسیه در سوریه خالی از لطف نیست و دارای نکات تحلیلی حائز اهمیتی خواهد بود. در این مطلب سعی شده ابتدا تصویری کلی از فضای حاکم بر این دو عملیات نظامی ترسیم شود و بعد به تفاوت های این دو عملیات نظامی تاثیرگذار در نظام بین‌الملل پرداخته شود.

شرح فضای کلی: تفاوت حمله نظامی آمریکا و شوروی به افغانستان

عملیات نظامی ایالات متحده در افغانستان در اکتبر 2001 شروع و به مدت بیش از دو دهه ادامه داشته است. عملیات نظامی روسیه در سوریه نیز در سپتامبر 2015 شروع شده و به مدت 6 سال است که ادامه دارد. لازم به ذکر است که طبق سیاست اعلامی هر دو طرف روسی و آمریکایی به بهانه مبارزه به تروریسم جهانی پا به این میادین گذاشته‌اند، ایالات متحده برای مبارزه با القاعده و طالبان ، و روسیه برای مبارزه با داعش و گروه های وابسته به آن مثل جبهة النصره، فیلق الشام و... .

مقایسه پروژه نظامی آمریکا و روسیه به طور کلی کار چندان ساده‌ای نیست زیرا  تفاوت های عمده‌ای در مقیاس، اهداف، نوع شیوه رزمی و متحدان طرفین دیده می‌شود. در عملیات آمریکایی ها در افغانستان ما شاهد حضور گروه های بزرگی از تفنگداران نیروی دریایی آمریکا ( نیروی نظامی راهبردی ایالات متحده )، واحد های مختلف سایر بخش های ارتش آمریکا و نیرو های بیش از 10 کشور متحد ایالات متحده (کشور های ناتو) بودیم. این در حالی است که حضور نظامی روسیه در سوریه محدود به نیروهای هوافضای روسیه (VKS) و واحد های نسبتا کوچک پلیس نظامی بوده است. در بحث تلفات نیز باید گفت که بنا بر آمارهای رسمی تلفات ائتلاف بین المللی در افغانستان بیش از 3000 نفرر است مه حدود 80درصد آن مربوط به نیرو های نظامی ایالات متحده است، در حالی که تلفات نیرو های روس به مراتب کم تر از این تعداد است.

تفاوت ها: هزینه هنگفت نظامی آمریکا در افغانستان

1.هزینه:هزینه عملیات نظامی 20 ساله آمریکا در افغانستان مبلغی نجومی بین 1 تا 2 تریلیون دلار برآورد شده است. بر اساس برآوردهای مختلف ، عملیات روسیه در سوریه طی شش سال برای مسکو هزینه ای درحدود10-15 میلیارد دلار  براورد شده است، که نه تنها به طور قابل توجهی کمتر از هزینه های آمریکا ، بلکه کمتر از هزینه های بسیاری از شرکای خرد آمریکا در ائتلاف بین المللی است (به عنوان مثال ، آلمان به تنهایی حدود 50 میلیارد دلار هزینه کرد).

در عین حال ، این هزینه های افسانه ای به آمریکایی ها کمکی نکرد. اگرچه پایگاههای القاعده در افغانستان در سه ماه اول مداخله نظامی تا حد زیادی تخریب شد و تقریباً همه‌ی جنگجویان بازمانده طالبان در همان زمان به پاکستان رانده شدند ، اما ایالات متحده و متحدانش در نهایت شکست ویرانگری را متحمل شدند چراکه وظایفی که رهبری آمریکا در 20 سال پیش تعیین کرده بود هرگز انجام نشد و خروج نیروهای ائتلاف بین المللی از افغانستان در اصل یک تخلیه شتابزده و نه چندان دقیق بود.

این در حالی است که ، حتی مخالفان مسکو نیز اعتراف می کنند ، که روسیه در سوریه به اهداف استراتژیک خود دست یافته و تا حدودی به پیروزی رسیده است.

برای فهم بهتر  این برتری باید اشاره کنیم که روسیه هیچ مزیت نظامی-فنی یا جغرافیایی نسبت به شرایطی که ایالات متحده در افغانستان دارا بود نداشت، و حتی برعکس ، از نظر دسترسی به حمل و نقل و تدارکات مربوطه ، ایالات متحده برتری قابل توجهی نسبت به روسیه داشته است. مسکو فقط دو پایگاه در سوریه در اختیار داشت – پایگاه هوایی حمیمیم و پایگاه دریایی طرطوس. در عین حال ، آمریکایی ها نه تنها از تمام زیرساخت های نظامی مناسب در خاک افغانستان (از جمله زیرساخت های اتحاد جماهیر شوروی ، که در طول 10 سال حضور نظامی اتحاد جماهیر شوروی در این کشور ایجاد شده بود) استفاده کردند ، بلکه پایگاه هایی را در آسیای مرکزی مستقر و مجهز کردند و از کریدورهای حمل و نقل متعددی که از پاکستان ، قفقاز جنوبی ، کشورهای اروپای مرکزی و روسیه عبور می کنند بهره بردند.

2. سبک متفاوت مبارزه:  اولا اگرچه هم ایالات متحده و هم روسیه هدف خود را مبارزه با تروریسم بین المللی اعلام کردند ، اما اهداف این دو عملیات بسیار متفاوت بود. در سال 2015 ، مسکو از شخص بشار اسد ، رئیس جمهور سوریه و حلقه داخلی وی حمایت کرد، و با کمک از قدرت های منطقه توانست دولت سوریه را حفظ کند، و در واقع از حفظ وضعیت سیاسی موجود در سوریه حمایت کرد. اما ایالات متحده در سال 2001 ، تصمیم گرفت یک رژیم سیاسی که در حقیقت یک دولت سکولار به اصطلاح مدرن بود، وضعیت موجود را بطور اساسی تغییر دهد. واضح است که کار دوم بسیار دشوارتر از کار اول است ، به ویژه اگر پیش نیازهای عینی برای دولتسازی موفق در کشور وجود نداشته باشد(مانند شرایط موجود در افغانستان).

ثانیاً ، شرکای روسیه در سوریه بازیگران اصلی منطقه ای یعنی جمهوری اسلامی ایران و ترکیه بودند و یا توسط آن ها نمایندگی می شدند. جمهوری اسلامی ایران و ترکیه منافع حیاتی در سوریه داشتند و دارند، و اگرچه این منافع در همه چیز مطابقت ندارند، اما قالب سه جانبه آستانه (مذاکرات صلح در پایتخت قزاقستان، که در ژانویه 2017 به ابتکار روسیه ، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران به منظور پایان دادن به جنگ داخلی در سوریه شکل گرفت) کارآیی و پایداری این همکاری را نشان داد (حتی بحرانهای حادی مانند تشدید درگیری ها در استان ادلب در اوایل سال 2020 نتوانست آن را از بین ببرد). این وضعیت برای ایالات متحده صادق نیست زیرا شرکای آمریکا در افغانستان عمدتا اعضای فعلی و بالقوه ناتو بودند - از بریتانیای کبیر و ترکیه گرفته تا گرجستان و اوکراین، اکثر این کشورها هیچ منافع حیاتی در افغانستان نداشتند و مشارکت آنها عمدتاً تجلی تمایل برای نشان دادن وفاداری خود به ایالات متحده و حمایت از منافع ایلات متحده بود. علاوه بر این ، برنامه های آمریکا در افغانستان ، برخلاف مداخله بعدی ایالات متحده در عراق در بهار 2003 ، تأیید کامل شورای امنیت سازمان ملل متحد را دریافت کرد. البته ، بعد ها معلوم شد ، همبستگی بر اساس ارزشها و نه منافع ، مبنای چندان موثری برای انجام عملیات چند ساله نیست.

ثالثاً ، روسیه در سوریه عمدتا با گروه های تروریستی بین المللی (مانند داعش) مخالفت می کرد ، که در نهایت قلمرو سوریه را تنها یکی از سکوی احتمالی برای برنامه ریزی و انجام عملیات خود می دانستند. امروز آنها در سوریه می جنگند ، فردا می توانند به کشور همسایه یعنی عراق ، سپس لیبی ، کشورهای ساحل شمالی آفریقا یا هر نقطه دیگری از جهان که موقعیت مناسب برای آنها ایجاد شود ، کوچ کنند. اما طالبان یک جنبش کاملاً افغان است. جنگجویان طالبان جای دیگری برای رفتن ندارند. آنها برای کشورشان جنگیدند و می‌جنگند. حتی وقتی نیروهای ائتلاف بین المللی در اوایل دهه 2000، طالبان را به قلمرو پاکستان عقب راندند ، باز هم آنها تمام تلاش خود را کردند تا دیر یا زود به خانه بازگردند. انگیزه "جهانی گرایان" اسلامی (نظیر داعش) و "ملی گرایان" اسلامی (نظیر طالبان) تا حدودی متفاوت است. درواقع می‌توان گفت، اولی پا دارد ، در حالی که دومی ریشه دارد.

3. دستاورد های فعلی: اعلام پیروزی روسیه در سوریه تنها با قید و شرط های بزرگ مجاز است. تمامیت ارضی کشور هنوز به طور کامل احیا نشده است ، استان ادلب تحت کنترل ترکیه باقی مانده است ، شمال تحت کنترل تشکیلات کردی است که از دمشق اطاعت نمی کنند ، بلندی های جولان نیز تحت اشغال غیر قانونی رژیم صیهونیستی است. علاوه بر آن تهدید تشدید درگیری در سوریه همچنان وجود دارد که باعث می‌شود بازسازی های بعد از جنگ به کندی پیش برود. هنوز کاملاً مشخص نیست که عملیات نظامی روسیه در سوریه چه زمان و تحت چه شرایطی باید پایان یابد و آیا مسکو استراتژی دقیقی برای خروج از این کشور دارد یا خیر. با این حال اگر پیروزی روسیه در سوریه را نپذیریم و آن را زیر سوال ببریم باز هم جای هیچ بحثی در باب عملیات نظامی ایالات متحده باقی نمی‌ماند. آمریکا و متحدانش شکست سختی در افغانستان متحمل شدند و حال مسئله آمریکایی ها جلوگیری از استفاده جمهوری خواهان از این شکست برای تاثیر انتخابات ریاست جمهوری 2024 این کشور است.

عملیات روسیه در سوریه به طور قابل توجهی موقعیت مسکو در جهان عرب را تقویت کرده و اعتبار دولت روسیه را در کل منطقه خاورمیانه افزایش داده است ، جایی که قابلیت اطمینان ، ثبات و قابلیت پیش بینی سیاست همیشه از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. اما قابلیت اطمینان واشنگتن به عنوان شریک استراتژیک و به عنوان ضامن امنیت بار دیگر زیر سوال رفته است و البته شکست در افغانستان بر روحیه ارتش آمریکا به هر نحوی تأثیر منفی خواهد گذاشت.

نتیجه‌گیری: دخالت صرف نظامی نتیجه مطلوب ندارد

ابتدا باید اشاره کرد که مهم ترین درسی که می‌توان از این دو واقعه فراگرفت این است که هیچ گونه اقدامی اعم از نظامی و یا غیر نظامی بدون درنظر گرفتن منافع و خواسته های قدرت های منطقه‌ای به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. ثانیا، درنظر گرفتن پیشینه سرزمین و فرهنگ بومی منطقه باید در نوع اقدام و تاکتیک و اهداف نهایی درنظر گرفته شود. برای مثال درمورد افغانستان که دارای جامعه‌ی سنتی مذهبی است، استقرار نظامی سکولار بدون ایجاد پیش‌نیازها، توسط جامعه پس زده خواهد شد و در نهایت منجر به شکست می‌شود (شوروی نیز در حمله خود به افغانستان این اشتباه را مرتکب شده بود). در نهایت میتوان به لزوم شناخت دقیق دشمن اشاره کرد مخصوصا اگر زمین درگیری غرب آسیا باشد. تعدد گروه های مبارز و اسلام‌گرا باعث شده خیلی ها به تفاوت های میان آنها توجهی نکنند غافل از آن که برای مثال تفاوت آرمان های داعش و طالبان حتی در تاکتیک های رزمی این گروه ها نیز تاثیر گذار است.

منابع:

1. "Jihadist-Salafism" is introduced by Gilles Kepel, Jihad: The Trail of Political Islam (Harvard: Harvard University Press, 2002)

2. Динамичное взаимодействие между религией и вооруженным конфликтом в Афганистане

Кен Гест, Журнал МККК, Избранные статьи из номеров 880–881, декабрь 2010 г. — март 2011 г

3. Чернова А. Ф. Влияние исламской революции на монархические режимы в Персидском заливе // Известия Российского государственного педагогического университета им. А. И. Герцена. — 2013. — № 161. — С. 26

4. National Security Strategy. February 2015. Washington, D.C. — P. 9.

5. Statement of General John F Campbell, USA Commander U.S. Forces—Afghanistan Before The Senate Armed Services Committee On The Situation In Afghanistan 12 February 2015. — P. 2 – 6.

/انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
آخرین اخبار پربازدیدترین اخبار